• افرادی که در همایش ثبت نام نموده و کار دعوت به دست آنها نرسیده می توانند با در دست داشتن کارشناسی معتبر در همایش حضور یابند
  • مهلت ثبت نام در همایش پایان پذیرفت.
  • پیش جلسه پنل راهکارهای تجاری سازی در زمینه های ابر در تاریخ ۷ شهریور برگزار شد
  • پیش جلسه پنل راهکارهای توسعه رایانش ابری و مراکز داده در کشور در تاریخ ۴ شهریور برگزار شد
  • اعضای کمیته سیاستگذاری همایش رایانش ابری و تاثیر آن بر اکوسیستم پهن باند کشور تعیین شد

پیش جلسه پنل راهکارهای توسعه رایانش ابری و مراکز داده در کشور در تاریخ ۴ شهریور برگزار شد

این جلسه با حضور اعضای پنل در تاریخ ۴ شهریور د پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات تشکیل شد که عمده موارد مطروحه در این جلسه به صورت زیر است:

در ابتد جلسه آقای دکتر صفری به صورت کلی به معرفی همایش پرداخت و سپس آقای دکتر یاری ضمن بیان مقدمه در ارتباط با رایانش ابری تصریح کردند که ما برای اینکه بتوانیم از فرصت بوجود آمده بهترین استفاده رو بنماییم لازم است تا بیشتر نظرات مربوط به بخش خصوصی را در این زمینه داشته باشیم. در ادامه آقای دکتر قاسم زاده به عنوان ارایه دهنده خدمات مراکز داده به ارایه نظرات خود پرداختند که به صورت خلاصه بیان می‌شود: واقعیت این است که زنجیره ICT را از ترمینال شروع کرده به موبایل رسیده و بعد مرکز داده می رسیم. مرکز داده به عنوان کسب و کار فقط دو شرکت ارائه می دهند، افرانت و پارس آنلاین. چرا در هر زمان نام مرکز داده می آید همه کنار می کشند؟ مراکز داده کارخانه در فضای مجازی هستند. چرا بخش عمومی در این زمینه سرمایه گذاری نکرده است؟ مشکلات این تجارت چی هست؟ در سالهای اخیر برزیل و هند مرکز داده را از آمریکا خارج کرده است. در برزیل هفتصد پروژه ساخت مرکز داده انجام شده است. نیروی دریایی آمریکا فقط ۶۰۰ مرکز داده دارد. تعداد مراکز داده نباید دو تا پنج تا بیست تا باشد بلکه باید صدها مرکز داده داشته باشیم. دو مرکز داده بسیار کم است. مشکلات چیست؟ منظور از مرکز داده، مراکز دادة تجاری بوده و مراکز داده ای مثل مرکز دادة وزارت کشور منظور ما نیست. چه مانعی وجود دارد که توسعة مراکز داده در کشور متوقف شده است. تاثیر مراکز داده روی پهن باند به این صورت است که وقتی کاربرد ها روی مرکز داده بیاید خود به خود درخواست بالا می رود و داده و محتوا افزایش پیدا کرده و نیاز به مرکز داده و متعاقبا پهنای باند افزایش پیدا می کند زیرا سرویس ها باید به دست کاربران برسد. پهنای باند مناسب نداشته باشیم میزبانی (hosting) خدمات روی مرکز داده نشدنی است. در کنار اینکه به چالش های توسعة مراکز داده نگاه می کنیم تاثیر متقابل با پهنای باند نیز باید عنوان شود. اگر پهنای باند خوبی داشته باشیم مراکز داده بهتر توسعه پیدا می کنند از یک طرف اگر مراکز دادة خوب و استانداردی  داشته باشیم و محتوا را بومی و داخلی کنیم مردم درخواست پهنای باند خواهند کرد و راضی به استفاده از خط kbps ۱۲۸ و کارکردن با اینگونه پهنای باندها نخواهند بود چون می خواهند سرویس بگیرند. بنابراین این دو (مراکز داده و پهن باند) به هم مرتبط هستند.   مدیرعامل AT&T عنوان کرده است که ۵G از  ازدواج ۴G، LTE و ابربوجود خواهد آمد. ازدواج این دو اختلال در صنعت مخابرات به وجود آورده است. نسل چهارم بازار مصرف را به شدت تحریک کرده است، ابر بازار عرضه را به شدت تحریک می کند. از زمان دولت جدید به شدت بازار مصرف را تحریک می کنیم و تعداد کاربران نسل­های مختلف پهن باند موبایل به ۱۶ میلیون رسیده است در حالیکه قبلا صفر بوده است. قبلا محدودیت K ۲۵۶ اعمال می شد الان میتوان در مناطق دور هم Mbps ۲۰ نیز گرفت و ۱۰۰ برابر افزایش پهنای باند داشت. موانع فرهنگی از زمان این دولت برداشته شده است و ممانعتی با پهن باند صورت نپذیرفته است. گوشی های هوشمند به شدت توسعه پیدا کرده است. نسل چهارم به شدت جلو آمده است هم به لحاظ تعداد کاربران و هم به لحاظ پهنای باند گرفته شده توسط مردم که ۱۰۰ برابر شده است (G۴ از ایرانسل و G۳ از همراه اول). این بازار را به شدت تحریک کرده ایم ولی قسمت تحریک بازار عرضه صورت نپذیرفته است و اکثر جلسات مخابراتی در زمینه بازار تقاضا بوده است. باید به لحاظ ملی این مشکل (رایانش ابری) حل شود. در نیروی انسانی فوق العاده ضعف داریم. بحث بعدی این است که قیمت گذاری مناسب انجام نمی شود،  فقط در ایران کسانی می توانند خدمات مراکز داده را ارئه کنند که مثل ما (افرانت) و پارس آنلاین پهنای باند زیادی داشته باشند، اگر پهنای باند نداشته باشیم نمیتوانیم به این امر اقدام کنیم. مثال آقای آرماندهی که کافه بازار را راه اندازی کرده است و ۲۰ گیگابیت بر ثانیه پهنای باند می خواهد که فقط ما (افرانت) که پهنای باند را می فروشیم و سند (ارسال) خالی است می توانیم این پهنای باند را به او بدهیم. تا زمانی که ارسال پر شود می توانیم این پهنای باند را بفروشیم. ایشون (کافه بازار) ۲۲ گیگابیت بر ثانیه پهنای باند مصرف دارد در حالیکه کشور کلا Gbps ۱۸۰ پهنای باند دارد که یک سوم کل پهنای باند یک تارنوری (Optical fiber) است. کشور ما چقدر ضعیف است که پهنای باند آن از یک سوم پهنای باند یک تار نوری کمتر است. در جلسات گفته می شود که می خواهیم انتقال را به Gbps ۶۰۰ برسانیم ولی الان می بینیم که اندازة یک تارنوری است و ما خیلی در این زمینه عقب هستیم. بنابراین اضافه کردن supply پهنای باند خیلی مهم است. تا زمانی که این موانع وجود دارد توسعة مراکز داده در کشور انجام نمی شود. مبحث ابر و رایانش ابری از این هم بدتر است، چرا؟ در مراکز دادة معمولی شما زیرساخت را راه اندازی می کنید و متناسب با نیاز سرور و زیرساخت IP را تغییر می دهید. در ابر برعکس است، باید upfront باید سرمایه گذاری حداقل صد میلیارد انجام شود که مشتری جذب شود. علت سرمایه گذاری ما (افرانت) عشق و امید به آینده و خالی بودن پهنای باند بوده است. مدیرعامل آمازون در مصاحبه اعلام کرده که  آمازون هم به همین دلایل سمت ابر رفته است. (درآمد آمازون از ابر ۶ میلیارد دلار است). مهمترین چالش همان بحث پهنای باند دیده می­شود؟ یکی از مهمترین موانع میزان فراهم آوردن پهنای باند است. دو وبسایت digikala و بازار کلا ۳۰ گیگ پهنای باند می خواهند که درصد زیادی از کل پهنای باند کشور است.

در ادامه آقای مهندس قاجار از پارس آنلاین به ارایه نظرات خود پرداختند که به صورت زیر می‌باشد: معضلاتی که در مراکز داده هست مشابه مشکلات بقیه زمینه های ICT می باشد. در مراکز داده چون سرمایه گذاری سنگین اولیه باید انجام شود و دورة بازگشت آن نسبتا طولانی است اقبال بخش خصوصی و سرمایه گذاری در این بخش کم است وگرنه از نظر دلایل و مشکلات شبیه پهن باند، انتقال است. از لحاظ تقاضا در بازار فشار ایجاد شده است. واقعیت این است که همه درصدد این هستند که امورات جاری را و هر اطلاعات را از دنیای مجازی تهیه کنند. اولین منبع رجوع دنیای مجازی است و این فشاری را در دنیا تولید کرده است بر حجم تولید محتوای مجازی. در کشور ما تقاضا داریم ولی قدرت عرضه پایین است که به دلایل زیرساختی و ارتباطی برمیگردد. باید به تولید محتوا نگاه شود. مراکز داده جایی هست که محتوا تولید شده نگاه داشته می شود و در دسترس استفاده کنندگان قرار می گیرد. اگر مراکز داده نمی داشتیم مثل الان، متقاضی منتظر درست شدن مرکز داده نمی ماند و اطلاعات جایی در دنیای مجازی میزبانی می شود. اگر در ایران نباشد خارج از ایران است و به دست مصرف کننده می رسد. مشکل اینجاست که ارتباط مستقیم اینها، یعنی اگر ما پهن باند پرسرعت می داشتیم الزاما میتوانستیم مراکز داده داشته باشیم ارتباط مستقیم نیست. افزایش پهنای باند به دلیل وجود تقاضا است. در ایران مراکز داده درست نشود اطلاعات در دنیای مجازی جایی نشسته و به دست مصرف کننده می رسد. ولی به صورت غیر مستقیم ارتباط دارند، اگر ما مراکز داده را در داخل ایران درست کنیم بخصوص به دلیل گران بودن قیمت اینترنت، می توانیم صرفه جویی در اقتصاد IT ایران را داشته باشیم و هزینه های بی مورد به خارج داده نشود و این مطلب قدرت سرمایه گذاری بخش خصوصی را در ایران افزایش می دهد. نکته دیگر در مورد مراکز داده که بسیار در سالهای اخیر مهم بوده است موضوع پهنای باند مورد نیاز مراکز داده است که باید با آن اطلاعات ذخیره شده را به دست مصرف کننده برسانند که اقدامات خوبی شده و مصوبه ای هم ایجاد شده به نام سوئیچ IXP که مراکز داده به آن متصل شده و اطلاعات آن سوئیچ را مبادله می کنند. نکته دوم در بحث پهنای باند بحث انتقال شهری و بین شهری است. علیرغم آمار و ارقام می دانیم در مناطق استانی مشکل داریم مخصوصا در لایة دسترسی که این مشکلات باید حل شود. این موضوع اگر حل شود و موضوع قیمت پهنای باند اگر حل شود می تواند امیدوار بود که در کشور گردش اطلاعات را می توانیم به سهولت انجام داده و مراکز داده می توانند سرآمد باشند. در این وضعیت می توانیم بحث ابر و خدمات مبتنی بر مراکز داده قابل دستیابی خواهد بود. در حال حاضر در کشور اقداماتی شده است ولی مشکلاتی نظیر پهنای باند و اعتماد مصرف کننده به ابر وجود دارد. قویتر از بخش خصوصی بخش دولتی است و اگر اعتماد در آن بخش نباشد برای دادن سرویس های ابر زود بوده و باید این اعتماد ایجاد شود. اعتماد به این است که هر شرکت در ساختمان خود با سرور نیازهای خود را رفع می کند. بنابراین در بحث ابر که محل سرور مشخص نیست بحث اعتماد سخت است. مشکل و چالش دوم مهمتر از پهنای باند (چون پهنای باند به خاطر تقاضا خودبخود افزایش پیدا می کند) موضوع قوانین و مقررات و حقوق کپی رایت در ابر است. محتوا باید محافظت شده و حقوق آن معلوم شده باشد. وکلای آشنا و قاضی ها مربوطه بسیار معدود هستند و خیلی در جریان نیستند. در ایران کپی رایت نداریم دعوای حقوقی ایجاد نمی شود ولی در غیر اینصورت در صورت ایجاد نرم افزارهای دارای لیسانس و ایجاد دعوی پیرامون این مبحث مشاهده خواهد شد که دستگاه حقوقی ما در  این مورد تا چه حد ضعیف است. یکی دیگر از مشکلات ما در بحث ابر بازار هدف تجارت های کوچک هستند و ضمن اینکه جلب اعتماد، بازارسازی از جانب مراکز داده باید انجام شود زیرا بخش خصوصی فعالیتی در بازاریابی ندارد. ساختن مراکز دادة دولتی مانع رشد بخش خصوصی است (مثال توسعة مراکز دادة سازمان بورس). در دنیا ابر برای تجارت های کوچک است و دولت ها نقشی ندارند و اقتصاد بر شانه های بخش خصوصی است. ولی در ایران ساختار متفاوت است و کسی که پول تولید می کند وزارت نفت است و اقتصاد ایران ساختار اصلی دولتی و شبه دولتی دارد و بخش خصوصی اگر پارامتر دولت را کنار بگذارد برنامه اقتصادی موفقی نخواهد داشت.

تاریخ: 
۱۳۹۴/۰۶/۰۴
نوع خبر: 
همایش

Layout Style

Direction

Predefined Colors

Background